یکشنبه پنجم مهر 1388
حماسه نیویورک
بنویسم و این وظیفه منه
رئیس جمهور محبوب برای بار پنجم به نیویورک رفت و با یک سخنرانی کوبنده و پور محتوا تمامی
صندلی ها را میخکوب کرد طوری که تا پایان سخنرانی و حتی تا حالا که ساعتها از آن حماسه
بزرگ گذشته هنوز هیچکدام از ان صندلیها از جای خود تکان نخورده اند .
اما عده ای از منافقین و تفرقه اندازها که همه گی از ایادی صهیونیست جهانی و امریکای
جهانخوارند سعی در القای این دروغ بزرگ دارند که همه ی حاضران جلسه را ترک کردند اینان
حماقت را به جایی رساندند که میخواهند تصاویر و عکسهای موجود را هم انکار کنند.، اینجانب
خطاب به این راه گم کردگان میگویم انسانها همگی رفتنیند و این صندلیها باقی برای ما مدعیان
محبوبیت جهانی نه رفتن شما مهم است نه فریادهای گوش خراش افکار عمومی ، نه محکومیت های
پی در پی جهانی نه کشتار نه تقلب نه خفقان و نه هیچ ما که بالاخره جای سازمان ملل را عوض
نکنیم حرفهایی در ان میزنیم که همه مجبور به ترک ان شوند!!!!
شنبه بیست و یکم شهریور 1388
این لطف ایزد است
پوریا آمد و چشم و دل ما روشن شد
قدمش سبز و مبارک که جهان گلشن شد
چهارشنبه پنجم فروردین 1388
عید مبارک
و خرم داشته باشین
امروز یعنی پنجم فروردین ماه ، ماه تولد زمین و روز تولد دوباره من به واسطه پیوند اسمانیم
با زیباترین گل هستی را به سوسن عزیزم و بیشتر به خودم !! تبریک میگویم
سوسن عزیزم ، سالگرد ازدواجمون مبارک امیدوارم سالهایی رو که در کنار من سر کردی
برات سالهای خوبی بوده باشه و از این به بعد هم بهتر از گذشته باشه
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
دلیل شهادت؟
چند روز قبل که با همسرم در یکی از خیابانهای شهر در حال قدم زدن بودیم خانم با حجاب
و شدیدا معتقدی ! با ناراحتی فراوان به ما نزدیک شد و خطاب به همسرم گفت خانم حجابت را
رعایت کن ما شهید دادیم برای چی؟؟
ما تو فامیل خودمون شهید ، جانباز ، اسیر و ... کم نداریم ولی بعید می دونم کسی از اونا برای
حجاب با عراق جنگیده باشه اخه زنای عراقی با حجابن !
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
بی نژادى ، احمد
زنده ام من به شرط یک دو نفس
احمدم بی نژاد در پی و پس
نیست توصیف بیشتر از این
تو هم از من همین بدانی بس
سروده شده همین الان!!
جمعه دوم اسفند 1387
دوستت دارم ای تمام هستی من
با ارزوی سلامتی همیشگی برای سوسن عزیزم و سعادت دائمی
ای انکه مر نوشته ای در دل خود
وی انکه تو را سرشته ام با گل خود
در روز قیامت ار سئوالم بکنند
از روز ازل بخوانمت حاصل خود
سروده شده در تاریخ بیست و دوم اسفند ماه سال هشتاد و دو
سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387
شوق وصال
دلم ز شوق رسیدن گذشته از همه چیزم
تمام کن غم هجران که نیست بی تو امیدم
نشسته ایم من و دل به پای هر چه که گفتی
گذشت عمر و زمان را ببین ز موی سپیدم
مرا به صبر سفارش کنی و غافل از اینی
ببین ز مرتبه صبر تا کجا که رسیدم
تو چون نسیم صبا در گذاری و من عاشق
به وسعت دو جهان در پی ات همیشه دویدم
تویی که لطف نکردی به عاشقان غمین دل
منم که در همه احوال ،ناز دیده خریدم
حوالتم تو به فردا کنی مگر نشنیدی
هزار حرف دو پهلو که از رغیب شنیدم
به اشک دیده نوشتم به خاک کوی نگارم
که احمد است غلام تو و ،تویی تو، امیدم
سروده شده در تاریخ دوم اردیبهشت سال هزارو سیصدو هشتاد و سه
تقدیم به دوستداران شعر و ادب پارسی
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
فریاد بی هویتی ام را بشنو
من یک ایرانی ام که در دفاع از وطنم نباید کسی بداند کیستم . که اگر بدانند، نیستم
از این پس با نام مستعار میم . شباهنگ مطالبم را خواهم نگاشت.
به امید ایرانی ازاد و ایرانیانی سربلند.
زنده باد ایران و ایرانی وطن پرست.